ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
تلویزیون داشت درباره سربازی و اینکه جوانان با رفتن به خدمت سربازی مرد می شوند صحبت می کرد.من فکر می کنم سربازی عملا هیچ تاثیری در مرد شدن افراد ندارد.وسایل همدیگرو می دزدند. پول همدیگرو می دزدند. عمرت تلف میشه. از زندگی عقب میفتی. به شخصیتت توهین میشه.وقتی سربازیت تموم میشه عملا هیچ اتفاق خاصی تو زندگی و اعمال و رفتارت نیفتاده تازه اگه معتاد نشی یا سوء سابقه پیدا نکرده باشی که خیلی باید خدا را شکر کنی.من تازه فهمیدم که در مملکت ما مجلس دولت و خیلی نهادها نماشی و مملکت رو دستهای پشت پرده اداره می کنه حالا این دستهای پشت پرده کی تصمیم بگیرن که برای جوانان این مملکت تصمیم تازه ای بگیرن خدا می داند.جایی که من سربازی میکردم اصفهانی زیاد بود هم فرمانده و هم سرباز .اصفهانیها اصولا اخلاق و رفتار خاصی دارند اگه بهم دیگه بیفتن که بسیار بی رحم میشن نسبت به دیگران .از فرمانده ها که براتون بگم رفتارشون با سایر فرمانده ها بسیار توهین آمیز بود جلوی سرباز ها به سایر فرمانده ها که اصفهانی نبودن توهین میکردن . و فقط دنبال یک بهونه بودنتا آنها را عزل کنند و یک فرمانده اصفهانی جایگزین کنند. برا مراسم هاشون جلوی مقام های بالاتر کلی شیرینی و میوه می خریدن و دو لوپی می خوردن ولی برا رفاه سربازان دو زار هم خرج نمی کردن. در اتاق هاشون رو باز میگذاشتن و بافامیلاشون بلند بلند اصفهانی صحبت می کردند خوب تلفن مفت داشتند .غذای مونده ظهر شام برا سرباز ها درست می کردند بصورتی که در هفته چندین نفر مسموم می شدند.صبحانه که به بعضی ها نمی رسید .نظارت بر لوحه نگهبانی صفر بود یکی دره بار نگهبانی میگذاشتن یکی دیگه یک بار هم نگهبانی نمیداد. دیگه.سربازای اصفهانی هم که تو خایه مالی و زیرابزنی نظیر نداشتن.وقتی تو جمع میومدن واسه اینو اون میزدن مثلا میخواستن بگن مردمی هستیم مثلا می گفت اون ان رومی بینی تادیروز سروان بوده یک دفعه شده سرهنگ. اویکی ان رومی بینی دیر میاد زود میره اضافه کارش فلان بچش فلانه. آقا همچین که یارو سرهنگه میومد انگار دیگه بقیه سربازا رو نمی شناخت بلند میشد بدو می رفت طرفه سرهنگه سلام جناب سرهنگ این بچه ها پشت سرتون یه حرفهایی میزدند خوب چی می گفتن اصفهانی هم شروع می کرد بهگفتن فلانی گفته اینجوری اون یکی گفته اونجوری خلاصه جمله به جمله نقل قول می کردند تمام رفتارها حرکات سکنات سربازارو نقل قول می کردند. اگه سربازی دو روز می رفت مرخصی میرفتن کفشهاشو بر میداشتن پرت می کردن وسط بیابون. افسر نگهبان رو تنهایی گیر میاوردن میریختن سرش میزدن.هنر اصفهانی تفرقه انداختنه. ااین سرباز اصفهانیها فقط دنبال این بودن که بین بقیه تفرقهبندازن و همه رو با هم دشمن کنن. بعد اسمشو میذارن مدیریت.سرباز دیگه ای فحش خواهر مادر به اینا میدادن. میگفتن ریدیم تو اون لهجه ریدیم تو اون شهرتون حرومزاده ها.این سربازهای اصفهانی همه رو خسیس خطاب می کردن و میگفتن که موقع پایان خدمت باید شیرینی بدید بعد وقتی خودشون خدمتشون تموم شد ما فکر کردیم رفتن مرخصی بعد فهمیدیم اینها شیرینی که ندادن شکلات هم ندادن اصلا خداحافظی هم نکردن و رفتن.